تبليغاتX
<___--×××روزهاي تنهايي×××--____>
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم !!

آمدن ، رفتن ، دويدن !

عشق ورزيدن !

در غم انسان نشستن !

پا به پای شادمانی های مردم پای كوبيدن !

كار كردن ، كار كردن !

آرميدن !

          ....

               زندگی زيباست !!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 22:15  توسط سارا  | 

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است..
خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده اس
ت..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 23:41  توسط سارا  | 

  

عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی . ( جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانها را به راه راست هدایت کند )

 

عشق از دید دختر حاج آقا : آه ... خدای من یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه : ندارد )

 

عشق از دید ریاضی دان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوستت دارم )

 

عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت . ( جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ... )

 

عشق از دید اصغر کاردی ( در زندان ) : مرامتو عشقه ، عشقی . ( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی .. )

 

عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم می کردی ، سرمو میزاشتم رو شونه هات .... ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم ... )

 

عشق از دید مادر بزرگم :  این حرفای بد و نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست .... ( جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری ... )

 

عشق از دید ..... ( خودتون الان می فهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی پردازی .... ، واسه ناهار بریم سورنتو ، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز ( به قول بعضی ها دوو منگل ) گرفته تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوستت هم دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اوله عاشق می شه : عزیزم باور کن بدون تو حتی یه لحظه هم نمی تونم زندگی کنم ، تو واسم همه دنیا هستی ... ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه می خوابم . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )

 

عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور ) عشق من از برایت جوش آمده ، باور نداری بر آمپرم بنگر ( با لهجه ی شوفری بخونید ) ( جمله ی عاشقانه : عیزم دوست دار ... بو بو بوغ )

 

عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم .... ( جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )

 

عشق از دید اراذل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه .... ( جمله ی عاشقانه : بو بوغ .. خانم بیا بالا .. )

 

 

عشق از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در Av open loop  ضرب می شود ، البته در این ناحیه انسان به صورت غیر خطی عمل می کند . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

 

عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب می شه .... حالا بگو ببینم پدرش چیکاره است ؟ ( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن )

 

عشق از دید احمدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است ، زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود . ( جمله ی عاشقانه : .............)

 

عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ... مگه تو امسال فلان نداری ، عشق واسه بعد .. مگه تو امسال بهمان نداری ، عشق واسه بعد .... ( جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه ای هنوز بیان نشده )

 

عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک ( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب )

 

عشق از دید من : مزخرف ترین چیزی که وجود داره ( جمله ی عاشقانه : دیگه نمی خوام به این چیزا فکر کنم ، دوباره به یادم نیار .. )

 

راستی دیدگاه شما از عشق چیه ؟ یه جمله ی عاشقانه بگو ...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:10  توسط سارا  | 

 

امروز آنقدر خسته ام
که احساس می کنم
بیش از هر زمان دیگر
به سایبان محبت تو احتیاج دارم
با تو بودن را باید احساس کنم
و بیهوده نفس کشیدن را
محکوم به نیستی کنم
قلب من در اشتیاق جاده می تپد
و باد پشت پنجره اطاقم بی تابی می کند
امروز آنقدر بی تابم که باران را
اشکهای شادی می پندارم
بیا تا با آمدنت
خستگی را از تن بدر کنم

 

                

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 3:13  توسط سارا  | 

توي آسمون دنيا هر كسي ستا ره دا ره چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره؟ واسه من تنهايي درده درد هيچ كسو نداشتن هر گل پز مرده اي رو تو كوير سينه كاشتن ديگه با ور كردم اينو كه بايد تنها بمونم تا دم لحظه مردن شعر تنهايي بخونم.

                          

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 19:57  توسط سارا  |