X
تبلیغات
<___--×××روزهاي تنهايي×××--____>
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم !!
تمام هستي ام بود و ندانست که در قلبم چه آشوبي به پا کرد و او هرگز شکستم را نفهميد اگرچه تا ته دنيا صدا کرد ...

خيلي دلم گرفته ...

... i'm alone

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 15:43  توسط سارا  | 

آمدن ، رفتن ، دويدن !

عشق ورزيدن !

در غم انسان نشستن !

پا به پای شادمانی های مردم پای كوبيدن !

كار كردن ، كار كردن !

آرميدن !

          ....

               زندگی زيباست !!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 22:15  توسط سارا  | 

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است..
خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ـ آه! عشق تو عجيب مرا پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده اس
ت..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 23:41  توسط سارا  | 

  

عشق از دید حاج آقا : استغفرالله باز از این حرفهای بی ناموسی زدی . ( جمله ی عاشقانه : خداوند همه ی جوانها را به راه راست هدایت کند )

 

عشق از دید دختر حاج آقا : آه ... خدای من یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم . ( جمله ی عاشقانه : ندارد )

 

عشق از دید ریاضی دان : عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم به اندازه ی سطح زیر منحنی دوستت دارم )

 

عشق از دید بقال سر کوچه : والا دوره ما عشق مشغ نبود ننمون رفت و این سکینه خانوم رو واسه ما گرفت . ( جمله ی عاشقانه : سکینه شام چی داریم ... )

 

عشق از دید اصغر کاردی ( در زندان ) : مرامتو عشقه ، عشقی . ( جمله ی عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی .. )

 

عشق از دید یه دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه عزیزم کاش الان پیشم بودی بغلم می کردی ، سرمو میزاشتم رو شونه هات .... ( جمله ی عاشقانه : دوست دارم عزیزم ... )

 

عشق از دید مادر بزرگم :  این حرفای بد و نزن ، راستی این دختر اقدس خانوم خیلی دختر خانم و با کمالاتیه ، تازه تحصیل کرده هم هست .... ( جمله ی عاشقانه : بریم خواستگاری ... )

 

عشق از دید ..... ( خودتون الان می فهمید از دید کی ) : عزیزم تو که عاشقمی پس چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی پردازی .... ، واسه ناهار بریم سورنتو ، سالی با دوستش هم قراره بیاد ، دوست سالی واسش یه ماتیز ( به قول بعضی ها دوو منگل ) گرفته تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوست دارم حتی یه پراید بخری . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم گوشی سونی میخوام و ... راستی دوستت هم دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اوله عاشق می شه : عزیزم باور کن بدون تو حتی یه لحظه هم نمی تونم زندگی کنم ، تو واسم همه دنیا هستی ... ( جمله ی عاشقانه : فدات شم عزیزم خیلی خیلی دوست دارم )

 

عشق از دید کسی که بار اولش نیست : عزیزم خیلی دوست دارم ، باور کن به خاطر تو شبها با پای برهنه می خوابم . ( جمله ی عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم )

 

عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور ) عشق من از برایت جوش آمده ، باور نداری بر آمپرم بنگر ( با لهجه ی شوفری بخونید ) ( جمله ی عاشقانه : عیزم دوست دار ... بو بو بوغ )

 

عشق از دید بعضی ها : آه خدا یعنی میشه بیاد خواستگاریم .... ( جمله ی عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت میکنم بیاد خواستگاریم )

 

عشق از دید اراذل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند ، برو بچه سوسول دلت خوشه .... ( جمله ی عاشقانه : بو بوغ .. خانم بیا بالا .. )

 

 

عشق از دید یک مهندس الکترونیک : عشق همان دوست داشتن است وقتی در Av open loop  ضرب می شود ، البته در این ناحیه انسان به صورت غیر خطی عمل می کند . ( جمله ی عاشقانه : عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

 

عشق از دید بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب می شه .... حالا بگو ببینم پدرش چیکاره است ؟ ( جمله ی عاشقانه : برو با دختر حاج آقا ازدواج کن )

 

عشق از دید احمدک : عشق تنها هدف آفرینش هستی است ، زیرا انسان تنها موجودی است که عاشق می شود . ( جمله ی عاشقانه : .............)

 

عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری ، عشق واسه بعد ... مگه تو امسال فلان نداری ، عشق واسه بعد .. مگه تو امسال بهمان نداری ، عشق واسه بعد .... ( جمله ی عاشقانه : جملات عاشقانه ای هنوز بیان نشده )

 

عشق از دید کسی که در عشق شکست خورده : عشق یعنی کشک ( جمله ی عاشقانه : برو کشکتو بساب )

 

عشق از دید من : مزخرف ترین چیزی که وجود داره ( جمله ی عاشقانه : دیگه نمی خوام به این چیزا فکر کنم ، دوباره به یادم نیار .. )

 

راستی دیدگاه شما از عشق چیه ؟ یه جمله ی عاشقانه بگو ...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:10  توسط سارا  | 

 

امروز آنقدر خسته ام
که احساس می کنم
بیش از هر زمان دیگر
به سایبان محبت تو احتیاج دارم
با تو بودن را باید احساس کنم
و بیهوده نفس کشیدن را
محکوم به نیستی کنم
قلب من در اشتیاق جاده می تپد
و باد پشت پنجره اطاقم بی تابی می کند
امروز آنقدر بی تابم که باران را
اشکهای شادی می پندارم
بیا تا با آمدنت
خستگی را از تن بدر کنم

 

                

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 3:13  توسط سارا  |